ضمائمویژه‌نامه

صبر و بصیرت

  • نشان کردن

شبهه: این همه فشار، تحریم، جنگ، ... تا کی؟ ما تا کجا باید ایستادگی کنیم؟

انسان، وقتی سال‌هاست از تحریم و تهدید و جنگ حرف می‌شنود، وقتی فشارها را در زندگی خودش و خانواده‌اش لمس می‌کند، طبیعی است که از خودش بپرسد: پس چه زمانی قرار است این وضعیت تمام شود؟ مگر قرار نیست زندگی کنیم؟ مگر قرار نیست آینده‌ای داشته باشیم؟

اما شاید برای فهم این ماجرا، باید یک سؤال دیگر هم از خودمان بپرسیم: چرا دشمن این‌قدر اصرار دارد ما از این مسیر برگردیم؟ چرا هر بار که فشارهایش نتیجه دلخواه را نمی‌دهد، سراغ ابزار دیگری می‌رود؟

واقعیت این است که قدرت‌های سلطه‌گر با جریانی مواجه‌اند که نمی‌خواهد زیر سلطه‌شان باشد و برای تحقق آرمان‌هایی حرکت می‌کند که با منافع آن‌ها در تعارض است. تاریخ هم نشان داده است که هرگاه جریان حق در برابر قدرت‌های سلطه گر و نامشروع قد علم کرده، با جنگ، تحریم، محاصره، تبلیغات و انواع فشارها مواجه شده است.

پس وقتی دشمن از همه طرف فشار می‌آورد، نباید فقط سختی آن را ببینیم؛ باید معنای آن را هم بفهمیم. اینکه دشمن این‌همه هزینه می‌کند، نشان می‌دهد احساس خطر کرده و شما دقیقاْ در همان جهتی قرار گرفته ای که او نمی خواهد تو آنجا باشی؛ اگر این مسیر برایش اهمیتی نداشت، چرا باید این‌همه انرژی و هزینه صرف متوقف کردنش کند؟

البته این حرف به معنای آن نیست که هرچه ما انجام می‌دهیم درست است یا هر مشکلی را باید به دشمن نسبت بدهیم. اما یک چیز روشن است: نباید اجازه بدهیم فشار دشمن، ما را به این نتیجه برساند که اصل ایستادگی اشتباه بوده است.

شاید هدف اصلی دشمن در کنار فشار بیرونی، خسته کردن ما از درون باشد؛ اینکه آن‌قدر ناامید شویم که دیگر نه به آینده باور داشته باشیم و نه به توانایی خودمان برای تغییر آن. اینجاست که باید بیشتر مراقب باشیم. چون گاهی جامعه‌ای که از بیرون زیر فشار است، اگر امید و اعتمادش را از دست بدهد، از درون آسیب‌پذیرتر می‌شود.

سیره اهل‌بیت(ع) به ما یاد می‌دهد که ایستادگی همیشه یک شکل ندارد. امام حسین(ع) با قیام، امام سجاد(ع) با تربیت و کادرسازی در دوران خفقان و امام رضا(ع) با تدبیر و روشنگری، هرکدام در شرایط خود از یک حقیقت دفاع کردند. آن‌ها منتظر نماندند شرایط تغییر کند؛ متناسب با شرایط، وظیفه خود را انجام دادند.

پس ما هم قرار نیست فقط بنشینیم و سختی‌ها را تحمل کنیم. قرار است در کنار حفظ آرمان‌ها، برای قوی‌تر شدن کشور، رفع ضعف‌ها و بهتر شدن زندگی مردم تلاش کنیم. مقاومت یعنی دشمن نتواند ما را از هدفمان منصرف کند، نه اینکه ما هیچ‌وقت روش‌هایمان را اصلاح نکنیم.

و اینجاست که انتظار فرج معنا پیدا می‌کند. انتظار یعنی باور نکنیم این همه سختی، آخر داستان است بلکه انتظار یعنی هنوز به آینده‌ای که در آن عدالت بر جهان حاکم می‌شود ایمان داشته باشیم و سهم خودمان را در ساختن آن آینده ادا کنیم.

پس پاسخ «تا کی باید ایستادگی کنیم؟» این است: تا وقتی دشمن از شکست دادن ما ناامید شود و تا وقتی که حق و عدالت نیازمند دفاع است؛ اما با عقل، بصیرت و تدبیر. نه خسته شویم و دست بکشیم، نه از رنج مردم غافل شویم و نه اصلاح را فراموش کنیم.

بالاخره قرار نیست فقط زنده بمانیم تا روزی پیروزی را ببینیم؛ قرار است در همین مسیر، زندگی بهتری بسازیم.

و این همان ایستادگی‌ای است که به تعبیر امیرالمؤمنین(ع)، جز با بصیرت و صبر ممکن نیست: «لا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبَرِ».

گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

حداقل ۵ کاراکتر؛ دیدگاه پس از بررسی نمایش داده می‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.